|
یادداشتهای خپونی
|
||
روزهای پر از تنهایی رو میگذرونم، آقای دوست پسر برای یه کار فوری رفته وسط ناکجا آباد و روزی نیم ساعت اگه موبایلش آنتن بده میتونم باهاش حرف بزم، مهدی همش دنبال کارهای مراسم نامزدیشه، مامان و بابام سرشون به عروس جدیدشون گرمه و خواهرها اگه یه وقت آزاد پیدا کنن ازم میخوان که یه کاری براشون انجام بدم. دوستی صمیمی هم ندارم. خلاصه که از تنهایی پناه آوردم به کتاب و فیلم. توی این دوازده روزی که به تنهایی گذشت اونقدر فیلم دیدم که حالم داره به هم میخوره، سریال فرار از زندان رو هم شروع کردم و سیزن یک رو تموم کردم. بیشتر از اینکه فرار زندانیها برام جالب باشه ماجراهای پشت پرده وبازیهای سیاسی سریال برام جذابه. تا اینجا که من دیدم ریتم سریال تند و سریعه و این خیلی خوبه. شخصیت مایکل فوق العاده است. در غیاب دوست جونم هر شب یک عالمه نگاهش میکنم تا خوابم ببره.
احمقانه ترین کاری که توی این چند هفته باید انجام بدم اینه که برم برای خودم لباس بخرم برای مهمونی مهدی، پریروزها توی بارون وحشتناک رفتم سرخه بازار و به جای یه پیرهن دکلته، یه کاپشن خریدم. گذاشتم آقای فروشنده حسابی گولم بزنه و صد بار هم بهم گفت 50% تخفیف داره. راستش یکی دو تا پیرهن نسبتاً خوب دیدم اما دیدم کسی نیست زیپ پشتشو بکشه بالا، بیخیال پرو کردنشون شدم. حضور خانمها توی مشاغل حساس و کلیدی اینجور وقتها به ضرر آدمه. توی مزونهای لباس دیگه یه خانم پیدا نمیشه و یکی مثل من که مجبوره همیشه تنها بره خرید باید یا لباس بدون زیپ پیدا کنه یا که دست خالی برگرده. اگه کسی کاری به کارم نداشت با شلوار جین و کتونی میرفتم، اصلن منو چه به این قرتی بازیها. پرو لباس واقعن کار سختیه اونم تو زمستون، توی یه اتاق پرو فسقلی.
فعلن که سرما خوردم و شر شر آب دماغم داره میریزه. یه کمی هم تب دارم، برای خودم گل گاو زبون دم کردم و میخوام برم پیش مایکل ببینم پولها رو پیدا میکنه یا نه؟
الان چند تا اس ام اس تبریک ولنتاین دریافت کردم، کاش بعضیها میفهمیدن که ولنتاین رو به هر کسی نباید تبریک گفت. دوست پسر استند بای به درد این روزها میخوره ها، این روزها که هیچکس حواسش به من نیست و کسی نمیپرسه چرا چشمهات سرخه، چرا پکری، چرا اینهمه داغونی؟ کاش خودت زود برگردی اصلن فکر نمیکردم تو بری من اینقدر حالم بد شه، از خودم بدم اومد از اینهمه وابستگی یا دلبستگی یا عادت یا هر کوفت دیگه ای که اسمش هست. فکر میکردم خیلی قوی ام اما نیستم از اولشم نبودم.
|
|